العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
47
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
و در اين صورت انوار جلال الهى بر بنده ميتابند و تشخص و اراده و شهوت او را ميسوزانند ، و با ديده يقين كمال خدا و بقائش را مينگرند و فناء و ذل خود را دريابند ، بىنيازى او و نياز خود را بنگرند ، بلكه هستى عاريه خود را در برابر وجود او نيست شمارند ، و توانائى ناچيز خود را در برابر قدرت كامله او هيچ بلكه از اراده و دانش و قدرت خود بكنار روند ، و اراده و قدرت و علم خدا در آنها به كار افتد ، نخواهند جز آنچه خدا خواهد و نيروى حق را در تصرف به كار برند مرده زنده كنند ، خورشيد برگردانند ، ماه را بشكافند ، چنانچه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : من در خيبر را به نيروى جسمانى نكندم بلكه بنيروى ربانى كندم . و اين معناى فناء في اللَّه و بقاء باللَّه است كه قابل فهم است و منافى با اصول دين نيست . و بعبارت ديگر حجابهاى مانع از وصول بنده به خدا از نظر عبادت و درك مقام ممكن از معرفت از قبيل رياء و خودبينى و سمعه و مراء است ، و حجب ظلمانيه كليه گناهانست ، و چون اين حجب برداشته شوند خدا در دل بنده تجلّى كند و محبّت جز او را تا به خودش برسد ميسوزاند ، و سخن در اين باره در كتاب ايمان و كفر تمام مىشود ان شاء اللَّه ، اين همه موجب نشود كه دست از ظواهر آن اخبار برداشت مگر بواسطه معارضه اخبار صحيحه و صريحه كه مايه تأويل آنها گردند ، و آغاز بيدينى تأويل بىدليل است ، و اللَّه الهادى الى سواء السبيل « 1 »
--> ( 1 ) علامه مصنف رحمه اللَّه در اينجا بروش اهل ذوق رفته و مناسب است اشاره بدان شود تا سودش اعم و اتم گردد : عالم ماده جهان تكامل است و هر چيزى در آن بسوى كمال گرايد و نفس آدمى هم كه وابسته به بدن ماديست بسوى كمال گرايد تا بسر حد امكان رسد و بوجود اشرف پيوندد ، و بايد منازل بسيارى به بالا رود در دو بخش 1 - منازل مادى كه چون از آنها بگذرد بمقام تجرد رسد و از عالم طبيعت برهد 2 - مراتب عاليه بالاتر از آن كه صعود در مراتب وجود است تا آنجا كه براى ممكن توانائى بود . و البته هر مرتبهاى از مراتب مانع و حاجبى است براى رسيدن بمرتبه بالاتر و چون از آن مرتبه بالا رود حجابى را برداشته و بوجود بالاترى رسيده كه بهاء و شرف و خرمى دارد و چون همه قيود عالم ماده را بكنار زند و بمقام تجرد رسد از همه حجابهاى ظلمانى گذشته و از هر گناهى پاك شده و همه اخلاق پست كه سرآمد آنها حب دنيا است از خود بدور كرده كه پيغمبر ( ص ) هم فرموده « حب دنيا سر هر خطاء است » و اينك در برابر حجابهاى نورانى قرار دارد كه مراتب بينهايت وجودند و الطف و ادق هستند و نياز به هوش سرشارى دارند براى گذشتن از آنها و چه بسا سالك كه مرتبه پائين بماند و آن را پايان سفر خود پندارد ، تا خداوند كه را شايسته داند و بعنايت خود او را از اين منازل به بالا كشاند و اينجا است كه بايد گفت : تا يار كرا خواهد و ميلش بكه باشد ، تا نور حق در او بتابد و خدا از جلوههاى بينهايت خود براى او پردهاى بردارد و او را پايدار سازد تا اين راه دشوار را بسر برساند ( خلاصهاى از پاورقى ص 47 - 49 ) .